احمد مجد الاسلام كرمانى

129

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

محتاج است ببذل اموال خطيره و صرف نفوذ كثيره و ميتوان گفت اين كمپانى در ظرف چهار پنج ماه زياده از پنج شش كرور تومان پول در ايران صرف و خرج كردند و واقعا در آن ايام بازار ايرانرا رواجى بىاندازه و معاملات آن را روحى خ تازه پيدا شد ولى افسوس كه دولت مستعجل بود و عمر اين كمپانى كوتاه شد و به وضع خيلى غريب حيرت‌انگيزى و ابتدا اهالى تبريز « 1 » بناى مخالفت گذاشتند بعد در طهران « 2 »

--> ( 1 ) تلگرافى است كه از مظفر الدين ميرزا وليعهد در هنگامه بلواى رژى از تبريز به ناصر الدين شاه مخابره نموده است مركز سلطنت‌آباد نمره 31 - از تبريز - تصدق خاكپاى جواهرآساى اقدس همايونت شوم . دستخط مبارك خطاب بامير نظام كه مبنى بر تغيير خاطر مبارك از جسارت اهالى تبريز بر اجتماع بىشعورانه آنها و مشتمل بر ايراد و اعتراض خاطر مبارك بر امير نظام و قاطبه علماء و غيره بود زيارت شد و در حقيقت آيه غضبى بود كه بر اين غلام بدبخت بىگناه نازل شد . مرگ خود را از خدا ميخواهد و بر بدبختى خود گريه ميكنم كه اين غلام و اجزاى حكومت آذربايجان خواب و آرام را بر خود حرام كرده بهزار جان كندن و هزار نوع اهتمام نگذاشتيم كه آن فتنه بزرگ كه در مغز مردم جا گرفته بود بظهور برسد و اميدوار بود كه مقبول خاكپاى مبارك بشود و حال كه اين طور دستخط غضب‌آميز بندگان اقدس شرف صدور يافته اين چاكر خود را بدبخت ترين مردم روى زمين ميداند و در حالتى كه متحير مانده و نميدانم چه غرض نمايم همين قدر جسارت مينمايم كه از يك طرف « امير نظام » دست و دلش سرد و در معافى خودش اصرار دارد و از طرف ديگر امين حضور را كه بودنش در اين موقع ضرورت كلى دارد احضار فرموده‌ايد و اين دو فقره باعث وهن كلى است و اين بنده زياده بر اين جسارت نميتواند كرد غلام جان نثار مظفر الدين بتاريخ 7 صفر سنه 1309 ( 2 ) امروز كه روز شنبه بود صبح بسيار زود مخبر الدوله را برداشته رفتيم منزل نايب السلطنه : آقا اندرون بود فرستاديم آمدند بيرون ، اولا در اطاق خلوت كه غير از